ساراماگو، نویسنده پرتغالی، در رمان خود "کوری" (۱۹۹۸) داستان شهری را روایت می کند که مردم آن به دلیل ویروسی ناشناخته دچار یک "کوری سفید" شده اند. در این شهر همه تلاش می کنند خود را زنده نگه دارند؛ حتی اگر این زنده نگه داشتن به قیمت مرگ دیگران تمام شود. همه می خواهند خود را نجات دهند ولی کسی به فکر نجات دیگری نیست. تنها یک نفر در این شهر کورها بیناست و آن، وجدان بیدار این جامعه است که همان "ایده ال درون" هر انسانی است. با خواندن این رمان به یاد این روزهای خودمان افتام که به دلیل بیماری کرونا در قرنطینه خانگی بسر میبریم. بحرانهایی که در جامعه ما ایجاد شده و می شوند ، قدرتی به مراتب فراتر از این ویروس کشنده دارند ، زیرا ایده آل درون ما، یعنی " همدلی " را نشانه گرفته است. اکنون که کرونا پشت درب خانه ماست و برای خانواده خود احساس خطر می کنیم ، با یکدیگر همدلیم تا با آن مبارزه کنیم ، اما چرا با کرونای " بی عدالتی" ، کرونای " تبعیض" ، کرونای " دروغ"، کرونای " رانت" ، کرونای " رادیکالیسم"، و هزاران کرونای دیگر که پشت درب خانه ما است، مقابله نمی کنیم؟ خود را از "کوری سفید" رها کنیم. تمام ایران خانواده ماست.
این وبلاگ در راستای بیان اندیشه های شخصی و تلاش بیست و پنج ساله اینجانب در حیطه تخصصی (زبان و ادبیات انگلیسی و مطالعات ترجمه) طرح ریزی شده است تا بدین سان بتوانم کمک اندکی برای دانشجویان زبان و ادبیات انگلیسی و مترجمی زبان انگلیسی باشم. طرح و بیان نظرات شما در این مجال سبب خواهد شد تا با تعاملی دو سویه بتوانیم ارتقا. دهنده یکدیگر باشیم. با سپاس .