✍️اریک کورتلسا
🏛️ مجله تایم
🕰️ انتشار: ۳۰ جولای ۲۰۲۶ (۸ مرداد ۱۴۰۵)
دلسی رودریگز، رئیسجمهور موقت ونزوئلا، امور کشور را از کاخ میرافلورس، عمارتی نئوکلاسیک متعلق به قرن نوزدهم در قلب کاراکاس، اداره میکند. پرترههای طلایی سیمون بولیوار و هوگو چاوز بر تالارهای آراسته سایه افکندهاند. پرندگان در باغهای پیراسته آواز میخوانند. یک تیم امنیتی بهطور غیرعادی محکم، هر قدم رودریگز را زیر نظر دارد. این احتیاط قابلدرک است: چندی پیش، ایالات متحده یک یگان دلتا فورس را به محل اقامت سلف او در یک پایگاه نظامی نزدیک فرستاد تا مردی را که او سالها به او خدمت کرده بود، دستگیر کند. این موضوع شاید رفتار محتاطانهٔ رودریگز را توضیح دهد. او مرتباً با رئیسجمهور دونالد ترامپ و وزیر خارجه مارکو روبیو صحبت میکند، و انگلیسیاش تقریباً بینقص است. با این حال وقتی برای مصاحبهای نادر با یک رسانهٔ آمریکایی با تایم مینشیند، مترجم احضار میکند. پیشنهاد میدهم که صحبت به انگلیسی راحتتر باشد. او میگوید: «وقتی مصاحبه میکنم، دوست دارم به اسپانیایی باشد.» میگویم: «مطمئن نیستم که این روش برای این مصاحبه بهترین باشد.» با لبخندی کوتاه پاسخ میدهد: «برای من بهترین است.» درک استراتژی او آسان است. صحبت از طریق مترجم مکالمه را کند میکند و کنترل بیشتری به رودریگز بر کلماتی که نهایتاً به صفحهٔ مصاحبه راه مییابند میدهد. این غریزهٔ یک مدیر منضبط است که دههها در یکی از بیامانترین سیستمهای سیاسی جهان فعالیت کرده است—و اکنون در یک لحظهٔ دیپلماتیک بینظیر در حال حرکت است. رودریگز ۵۷ ساله که یک چهرهٔ سوسیالیست ثابتقدم است و از حلقهٔ درونی چاوز بالا آمد و سپس سالها به عنوان معاون اول نیکولاس مادورو خدمت کرد، یکی از شناختهشدهترین چهرههای جنبشی بود که دههها عمدتاً با خصومت و دشمنی نسبت به آمریکا تعریف میشد. امروز، او متولی آشتیسازی چشمگیری با واشنگتن است. او در ازای حمایت آمریکا، به ترامپ و روبیو اجازه داده است که ونزوئلا را عملا به یک کشور دستنشاندهٔ تبدیل کنند و سطح بیسابقهای از نفوذ را بر کشورش به آنها تقدیم کرده است. در یک مصاحبهٔ یکساعته، رودریگز تأکید میکند که تسلیم حاکمیت فکری ونزوئلا نمیشود، بلکه اقتصاد این کشور را به نفع مردمش باز میکند. او میگوید: "من با حسننیت شروع به کار میکنم و اعتماد دارم که این روابط میتوانند با حسننیت توسعه یابند.استراتژی فعلی و آیندهٔ من همواره تأمین صلح و آرامش در کشور بوده است—آرامش و رفاه اجتماعی و اقتصادی." کشوری که رودریگز اکنون بر آن حکومت میکند، همان کشوری نیست که پیش از عملیات دستگیری مادورو وجود داشت. پیش از سقوط او، ونزوئلا در افول شدیدی بود: آکنده از فساد، در آستانهٔ فروپاشی اقتصادی، و تحت حاکمیت یک دیکتاتور که آمریکا و ناظران بینالمللی مستقل میگویند انتخابات ۲۰۲۴ را دزدید. ابرتورم، پسانداز شهروندان را نابود کرده بود. تولید نفت، رگ حیات اقتصاد، پس از سالها فساد، سرمایهگذاری کم و تحریمها به شدت افت کرده بود. نزدیک به ۸ میلیون ونزوئلایی گریخته بودند که بزرگترین بحران مهاجرت در تاریخ نیمکرهٔ غربی را رقم زد. خاموشیهای مکرر، کمبود آب، بیمارستانهای ویران، و کمبود مواد غذایی و دارو به امری عادی تبدیل شده بود. ونزوئلا که روزگاری یکی از ثروتمندترین کشورهای آمریکای لاتین بود، به یکی از فقیرترینها تبدیل شده بود. از زمان به قدرت رسیدن رودریگز در ژانویه، نشانههایی از بهبود پدیدار شده است. جرثقیلهای ساختمانی دوباره بر فراز بخشهایی از کاراکاس دیده میشوند. قفسههای فروشگاهها پرتر شدهاند. میدانهای نفتی خفته دوباره به فعالیت افتادهاند. شرکتهای آمریکایی از جمله اکسون موبیل، کونوکوفیلیپس، هالیبرتون و جیای ورنووا بازگشتهاند یا مذاکرات سرمایهگذاری جدید را آغاز کردهاند. پروازهای تجاری بین آمریکا و ونزوئلا برای اولین بار از سال ۲۰۱۹ از سر گرفته شده است. دلار آزادانه در گردش است. مدیران خارجی، دیپلماتها و سرمایهگذاران هتلها را پر کردهاند، لابی هتل ماریوت اکنون محل تجمع مدیران نفتی است، در حالی که در هتل کاینای کاراکاس که به مراتب مجللتر است، سرمایهداران و مقامات دولتی با پوشش بینقص در میان سنگ مرمر صیقلی و موسیقی ملایم جاز به گفتگو دربارهٔ حقوق اکتشاف، قراردادهای زیرساختی و آیندهٔ ونزوئلا مشغولاند. همهٔ اینها بهایی داشته است. در شرایطی که این کشور تحت نظر روبیو اداره میشود، آمریکا به طور عمیقی در امور دولتی ونزوئلا درگیر شده است. در مواردی که سه مقام ارشد آمریکایی و ونزوئلایی برای تایم شرح دادند، وزیر خارجهٔ آمریکا بر چارچوب حاکم بر درآمدهای نفتی و مالی عمومی ونزوئلا نظارت دارد و عملاً یک صندوق مشترک را اداره میکند که به واشنگتن، دسترسی و نفوذ بر همه چیز از جمله نحوهٔ تخصیص درآمدهای صادراتی تا بازگشایی بخش انرژی تا رفتار ترجیحی با شرکتهای آمریکایی را میدهد. مقامات میگویند روبیو و رودریگز تقریباً روزانه از طریق تماس تلفنی و پیام واتساپ در تماس هستند. به گفتهٔ سه مقام آشنا با این تماس ها، رودریگز در انتصابات داخلی، از جمله انتخاب وزیر دفاع، با او مشورت میکند. جیمز استوری، سفیر سابق آمریکا در ونزوئلا در دوران روسای جمهور ترامپ و بایدن، میگوید: «در اصل، شما همان چیزی را دارید که به آن "رودریگاتو" میگویند» و شرایطی را توصیف میکند که در آن دولت رودریگز در قدرت باقی میماند در حالی که اولویتهای راهبردی واشنگتن را اجرا میکند. «آنها هر کاری که ما از آنها بخواهیم انجام میدهند.» واشنگتن و کاراکاس اکنون در عملیاتهای اطلاعاتی و مبارزه با مواد مخدر نیز همکاری میکنند. در ژوئن، این مشارکت منجر به کشته شدن نیو گررو، رهبر سازمان جنایی فراملی ترن د آراگوا، در ایالت بولیوار ونزوئلا شد. رودریگز میگوید ونزوئلا اطلاعاتی را که نیاز بود تا گررو را پیدا کنند، تأمین نمود و نیروهایی را در آن محل مستقر کرد تا حمله هوایی آمریکا را ممکن سازد. او میگوید: "نکته مهم این است که فرصتهایی برای همکاری مشترک وجود دارد. برای مثال، در برابر قاچاق مواد مخدر، و در برابر جرایم سازمانیافتهٔ فراملی. این برای ما بسیار مهم است." هزاران زندانی سیاسی تحت چارچوب عفو تشویقشده توسط آمریکا آزاد شدهاند، در حالی که مذاکرهکنندگان به نهایی کردن دهها توافق اقتصادی دیگر ادامه میدهند. ونزوئلا به مطالعهٔ موردی برای توانایی ترامپ در بازسازی جهان در جهت اولویتهای خودش تبدیل شده است، فارغ از قراردادهای دیپلماتیکی که پیشینیان او را محدود میکرد. ترامپ کارزاری فراقانونی از زور و اجبار را آغاز کرد، کارزاری که با حمله به قایقهای مظنون به قاچاق مواد مخدر شروع شد و به دستگیری یک رئیسجمهور مستقر انجامید که به آمریکا آورده شد تا با اتهامات مواد مخدر و اسلحه مورد مجازات قرار گیرد. مادورو اکنون در زندان فدرال در نیویورک است و جانشینی مطیع جای او را در ونزوئلا گرفته است که دولت ترامپ معتقد بود از منافع آمریکا تبعیت میکند و در عین حال ثبات را در کاراکاس حفظ می نماید. رودریگز کوچکاندام و باریک، با کتوشلوارهای سفارشی و عینکهای بزرگ، رفتاری کاملا حرفه ای و آرام دارد. همکاری با آمریکا به او اجازه داده است در دورهٔ تحولات عظیم، قدرت خود را تثبیت کند. این معامله به همان اندازه که جسورانه است شکننده نیز هست چون اهرم فشار دوطرفه عمل میکند. رودریگز طی دو دهه خود را به عنوان یکی از چهرههای غیرقابلجایگزین چاویسم تثبیت کرده است. هیچ تضمینی وجود ندارد که رهبر دیگری بتواند چنین شرایطی را حفظ کند یا اینکه ترجیح دهد ونزوئلا را با واشنگتن همسو کند نه با پکن یا مسکو. برای رودریگز، این نقش نیازمند یک عمل متعادلسازی ظریف است. پس از سالها سرکوب و فروپاشی اقتصادی، ونزوئلاییهای کمی از رفتن مادورو ابراز تأسف میکنند. اما آرامش ناشی از برکناری او به شور و شوق نسبت به جانشینش تبدیل نشده است. برای بسیاری، او بیشتر یک دلال و فروشنده است تا نجاتدهنده ونزوئلا. اما آیندهٔ او کمتر به محبوبیت عمومی وابسته است تا به تواناییاش در برآورده کردن خواستههای ترامپ، و متقاعد کردن شهروندان که، تبدیل شدن به یک کشور تابعِ یک قدرت خارجی منفور، به نفع کشور و منافع ملی است. وقتی زمینلرزهای بزرگ در ژوئن به کاراکاس ضربه زد و بیش از ۵۰۰۰ نفر را کشت و حدود ۶٫۷ میلیارد دلار خسارت برجای گذاشت، رابطهٔ جدید با واشنگتن سودآور بود. وزارت خارجه بستهٔ بازسازی ۳۰۰ میلیون دلاری را جمعآوری کرد و فرماندهی جنوبی آمریکا پشتیبانی نظامی برای کمکرسانی ارائه داد. یکی از معاونان رودریگز با اشاره به این کمک های آمریکا، اشاره میکند که به همین دلایل است که این معامله با آمریکا میتواند سودمند باشد، حتی اگر ونزوئلاییها از او به خاطر تأخیر در واکنش عمومی به فاجعه، که هشت روز صبر کرد تا کنفرانس مطبوعاتی برگزار کند، انتقاد کردند. مشخص نیست که آیا این تصمیمات نهایتاً زندگی مردم عادی ونزوئلا را بهبود میبخشد یا اینکه صرفاً نخبگان ممتاز را ثروتمندتر میکند. رودریگز گامهای کمی برای برقراری اصلاحات دموکراتیک برداشته است. ماریا کورینا ماچادو، رهبر مخالفان که برندهٔ جایزهٔ صلح نوبل ۲۰۲۵ برای ترویج حقوق دموکراتیک در ونزوئلا شد و اکنون در تبعید زندگی میکند، میگوید: «میلیونها ونزوئلایی که میخواهند برگردند، فقط در صورتی بازمیگردند که مطمئن باشند حقوقشان رعایت میشود.» ماچادو، که از نامزدی در انتخابات اخیر ونزوئلا منع شده بود، معتقد است رودریگز برای قدرت و بقای خود به واشنگتن تسلیم شده است. ماچادو میگوید: «او حاضر است هر چیزی را که از او خواسته شود، ببخشد. هر چیزی. کسانی که مرتکب جنایت شدهاند اینگونه فکر میکنند." رودریگز این انتقاد را رد میکند. او میگوید: "سعی میکنم اطمینان حاصل کنم که سیاست داخلی کشور دیگری بر ونزوئلا تأثیر ن گذارد و امیدوارم ونزوئلا مهرهٔ بازی در دستور کار سیاسی کشور دیگری نشود." در حالی که در اتاقی با سنگ مرمر صیقلی و پر زرق و برق نشستهایم، رودریگز زنجیرهٔ رویدادهایی را که او را به قدرت رساند با لحنی نرم و سنجیده روایت میکند، مانند کسی که به اعمال قدرت بدون بلند کردن صدا عادت دارد. او به یاد میآورد که در ۲ ژانویه، با مادورو دیدار کرد تا در مورد برنامههای اقتصادی ونزوئلا و محاصرهٔ دریایی که آمریکا از دسامبر اعمال کرده بود، گفتگو کند. پس از آن، به جزیرهٔ مارگاریتا، منطقهٔ تفریحی کارائیب در سواحل شمالی ونزوئلا، پرواز کرد، جایی که برادر و خواهرزادههایش در تعطیلات بودند. حوالی ساعت ۱۱ شب رسید، تنها چند ساعت قبل از اینکه تماسهای آشفته آغاز شود. در ساعات اولیهٔ صبح، یگانهای نظامی آمریکا در حالی که مادورو در خواب بود، به محل اقامت او در مجتمع نظامی فورت تیونا نفوذ کردند. او را در لباس خواب پیدا کردند، دستگیرش کردند و به همراه همسرش از کشور خارج کردند. رودریگز میگوید: «لحظهای از اضطراب شدید را گذراندیم که فکر میکردیم رئیسجمهور و بانوی اول را کشتهاند. اما سپس فهمیدیم که او را به ایالات متحده میبرند. این موضوع کاملاً وضعیت را تغییر داد.» یکی از اولین تماسهای رودریگز در آن زمان با چهرهای غیرمنتظره بود: شیخ تمیم بن حمد آل ثانی، امیر قطر، که با او رابطهای ایجاد کرده بود. او به یاد میآورد که امیر قطر گفت: «اکنون مسئولیت بر دوش توست. تو مسئولیت داری که ونزوئلا را حفظ کنی.» به گفتهٔ رودریگز و مقامات آمریکایی، مقامات قطری به برقراری یک تماس کنفرانسی بین او و روبیو در بعدازظهر ۳ ژانویه کمک کردند. او پرسید: «آیا مادورو زنده است؟» روبیو به او اطمینان داد که زنده است؛ برای اثبات آن، مقامات آمریکایی عکسهایی از او در لباس مخصوص در هلیکوپتری در راه نیویورک فرستادند. وزیر خارجه آمریکا سپس اولتیماتومی داد: خواستههای آمریکا را بپذیر یا با فشار نظامی ادامهدار روبرو شو. رودریگز موافقت کرد. یکی از معاونان میگوید او هیچ راهکار عملی دیگری نمیدید. رودریگز میگوید: «اگر کاملاً صادق باشم، هرگز فکر نمیکردیم که پایتخت کشور مورد حمله قرار گیرد، چه رسد به اینکه اتفاقی برای رئیسجمهور و بانوی اول رخ داد.» او می گوید روز بعد برای اولین بار با ترامپ صحبت کردم و «دربارهٔ چگونگی برقراری روابط دیپلماتیک بین ونزوئلا و ایالات متحده و اینکه چه حوزههای مشترکی ممکن است شناسایی شود، بحث کردیم.» ترامپ خواهان دسترسی به ذخایر عظیم نفت ونزوئلا بود، به عنوان راهی برای افزایش عرضهٔ جهانی، کاهش قیمت انرژی و تقویت اقتصاد آمریکا پیش از انتخابات میاندورهای. اما جزئیات اجرایی را به روبیو، پسر مهاجران کوبایی، واگذار کرد که ریشهکن کردن رژیمهای چپگرا در آمریکای لاتین اولویت دیرینهٔ اوست و به عنوان وزیر امور خارجه، ناگهان فرصتی برای دنبال کردن این جاهطلبی پیدا کرد. بر اساس توافق، آمریکا عواید حاصل از بیشتر صادرات نفت ونزوئلا را دریافت میکرد و سپس پول را از طریق سیستم بانکی ونزوئلا بازپس میفرستاد. یک مقام ارشد آمریکایی توضیح میدهد که ساختار مانند یک حساب امانی عمل میکرد: واشنگتن تنها زمانی وجوه را آزاد میکرد که کاراکاس شرایط توافقشده را برآورده میکرد. با کنترل جریان درآمد، آمریکا اهرم فشاری بر نحوهٔ هزینهکرد پول به دست میآورد و در عین حال فساد و نفوذ قدرتهای خارجی رقیب را محدود میکرد. در مقابل، رودریگز با هجوم سرمایهگذاری آمریکایی و مزایای اقتصادی ادغام مجدد، رئیسجمهور باقی میماند. دولت ترامپ این را یک مبادلهٔ مستقیم میدانست: ثبات سیاسی در ازای نظارت اقتصادی، دسترسی به انرژی، و تغییر موضع راهبردی یکی از غنیترین کشورهای جهان از نظر منابع. چند هفته بعد، رودریگز تماس غیرمنتظرهای از روبیو دریافت کرد. روبیو به او گفت: «شما را با کسی که میخواهد سلام کند، وصل میکنم.» ترامپ بود. به گفتهٔ رودریگز، رئیسجمهور به او گفت که از همکاریاش پس از خارج کردن مادورو خشنود است.به عنوان پاداش، گفت که آمریکا پروازهای تجاری به ونزوئلا را از سر خواهد گرفت. تا آوریل، امریکن ایرلاینز خدمات پروازی بین میامی و کاراکاس را از سر گرفتند. در ماه مه، یونایتد ایرلاینز پروازهایی از هیوستون راهاندازی کرد. تثبیت ترامپ بر ونزوئلا از زمان بازگشتش به دفتر ریاستجمهوری افزایش یافته بود. او روبیو را به السالوادور فرستاد تا توافقی بیسابقه با رئیسجمهور نایب بوکله منعقد کند. به عنوان بخشی از کارزار اخراج دستهجمعی ترامپ، آمریکا صدها مهاجر بازداشتشدهٔ ونزوئلایی را به زندان بدنام CECOT السالوادور منتقل کرد که انتقادات شدیدی از سوی گروههای حقوق بشری و مدافعان مهاجرت به دنبال داشت. ترامپ این اقدام را با گفتن اینکه مهاجران عضو ترن د آراگوا، باند ونزوئلایی که او آن را تجسم بحران مرزی معرفی میکرد، توجیه کرد. وضعیت زمانی تشدید شد که به گفتهٔ مقامات دولت، گزارشهای اطلاعاتی نشان میداد کشتیهایی که از ونزوئلا خارج میشوند، مواد مخدر را به سمت آمریکا حمل میکنند. به گفتهٔ دو مقام ارشد کاخ سفید، روبیو و وزیر دفاع پیت هگزت از ترامپ خواستند با کارزاری از حملات نظامی علیه قایقهای مظنون به قاچاق مواد مخدر پاسخ دهد. ترامپ حملات را مجاز کرد، به این امید که فشار نظامی مادورو را وادار به برچیدن شبکههای قاچاق، سرکوب باندهای جنایتکار، و گشودن بخش عظیم نفتی ونزوئلا برای سرمایهگذاری آمریکا کند. به گزارش جاست سکیوریتی، تا زمان دستگیری مادورو، حملات قایقهای آمریکایی طی ۱۰ ماه بیش از ۱۰۰ نفر را کشته بود؛ تا ۲۱ ژوئن، تعداد کشتهها بیش از دو برابر شده و ۲۱۵ نفر در ۶۶ حمله کشته شدهاند. بسیاری از کارشناسان حقوقی استدلال میکنند که حملات به کشتیهای مظنون به قاچاق مواد مخدر ونزوئلا هم حقوق بینالملل و هم محدودیتهای اختیارات جنگی رئیسجمهور طبق قانون اساسی آمریکا را نقض کرده است. اسکات اندرسون، مقام سابق وزارت خارجه و کارشناس حقوق امنیت ملی در موسسهٔ بروکینگز، میگوید: «یک دولت واقعاً فقط زمانی مجاز به استفاده از زور علیه دولت دیگر است که آن دولت دیگر به آنها حملهٔ مسلحانه کرده باشد یا تهدید به حملهٔ مسلحانهٔ قریبالوقوع نموده باشد.» اما در حالی که ترامپ به دنبال فرصتی برای تأمین دسترسی به ذخایر نفت ونزوئلا بود، روبیو آن را فرصتی برای بازسازی توازن قدرت در نیمکرهٔ غربی میدید. استفن میلر، معاون رئیس ستاد کاخ سفید، از کسانی است که سریعا به این تلاش پیوست. او که به طور فزاینده مشتاق بود حوزهٔ فعالیت خود را فراتر از مهاجرت به امنیت ملی گسترش دهد، ونزوئلا را نقطهای میدید که این مسائل در آن همگرا میشوند. به گفتهٔ یک مقام ارشد کاخ سفید، میلر استدلال میکرد که فشار نظامی محدود هرگز محاسبات مادورو را تغییر نخواهد داد. او رویکردی تهاجمیتر را پیش برد. (میلر از اظهار نظر در این مورد خودداری کرد.) همانطور که روبیو، میلر و مشاورانشان به ارائهٔ گزارش دربارهٔ حملات قایقها به رئیسجمهور ادامه میدادند، بر اهمیت روزافزون ونزوئلا به عنوان سکویی برای دشمنان آمریکا از جمله کوبا، روسیه و چین تأکید کردند که از طریق نفت، همکاری نظامی و اطلاعاتی، و حمایت اقتصادی نفوذ خود را عمیقتر کرده بودند. یک مقام وزارت خارجه میگوید: «نوع نفوذی که در آن کشور وجود داشت با منافع آمریکا ناسازگار است.» مقامات ارشد آمریکایی مصمم بودند یا رفتار مادورو را تغییر دهند یا او را از قدرت برکنار کنند. آن مقام وزارت خارجه میافزاید: «هدف ما ساده بود: متقاعد کردن مادورو به قطع آن روابط. اما او تمایلی به این کار نداشت.» به گفتهٔ یک مقام وزارت خارجه، دولت ترکیه را متقاعد کردند که اگر مادورو موافقت کند به طور مسالمتآمیز ونزوئلا را ترک کند، به او پناهگاه امن ارائه دهد. اما او نپذیرفت. مقام دیگری از وزارت خارجه میگوید: «نقطهٔ عطف در دسامبر بود، زمانی که از طریق ترکها پیشنهادی برای او فرستادیم، و پیشنهاد اساساً این بود که اگر به طور دائم به ترکیه یا مکان قابل قبول دیگری بروی، تو را رها میکنیم، اما باید کشور را ترک کنی.» «او اساساً نادیده گرفت. او چندین راه فرار داشت که میتوانست برود و در جای دیگری تا آخر عمر خوشبخت زندگی کند، و به ما فرصت دهد تا با شخص دیگری در دولت برای ایجاد آن تغییرات همکاری کنیم. در عوض، ویدئوهای احمقانهای از خودش منتشر کرد که میرقصید و آواز میخواند.» روبیو معتقد بود که آن «شخص دیگر» دلسی رودریگز است. رودریگز در یکی از خانوادههای چپگرای ونزوئلا با بیشترین تعهد سیاسی به دنیا آمد. پدرش، خورخه آنتونیو رودریگز، رهبر دانشجویی جنبش چپ انقلابی بود. او در سال ۱۹۷۶، زمانی که رودریگز فقط ۷ سال داشت، توسط نیروهای امنیتی دولت دستگیر، شکنجه و کشته شد. مرگ او به رویدادی تعیینکننده در زندگی او تبدیل شد. او به همراه برادر بزرگترش، خورخه رودریگز ، که رئیس مجلس ملی است، در ایدئولوژی چپ ونزوئلا پرورش یافت. رودریگز که وکیل بود، راه پدرش را دنبال کرد و در دولت چاوز بالا رفت تا اینکه به یکی از نزدیکترین معتمدان مادورو تبدیل شد. او به عنوان وزیر خارجه ونزوئلا خدمت کرد، نقشی که در آن به یکی از ستیزهجویانهترین مدافعان بینالمللی رژیم تبدیل شد، بگونه ای که تحریمهای آمریکا را محکوم میکرد و در عین حال روابط با روسیه، چین، ایران و کوبا را تقویت مینمود. در سال ۲۰۱۸، مادورو او را به معاونت ریاستجمهوری ارتقا داد. اما دیپلماتهای بینالمللی، رودریگز را بیشتر یک فن سالار میدانستند تا یک تندروی ایدئولوژیک. کریستوفر هرناندز-روی، کارشناس آمریکای لاتین در مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی، میگوید: «او را به عنوان چهرهای عملگراتر میدیدند.» «آنها او را با اسلحه ای بر روی شقیقه اش انتخاب کردند، اما به نظر میرسید اقتصاد کشور را میفهمد، و مدتها به طور عمیق در بخش نفت آن درگیر بود. این آشکارا یکی از بالاترین اولویتهای دولت است—بازیابی صنعت نفت ونزوئلا.» رودریگز مدتها طرفدار بازتر شدن اقتصاد بود. او همچنین مسئول جذب سرمایهگذاری خارجی و بازسازی روابط با شرکتهای بینالمللی انرژی بود. به گفتهٔ چندین مقام، روبیو به این نتیجه رسید که رودریگز یک واقعگرا است که اهرمهای دولت را در دست دارد، و حاضر به پذیرش خواستههای واشنگتن خواهد بود. رودریگز استدلال میکند که این رابطه قبلاً مزایایی برای کشور داشته است. در دوران مادورو، شورون تنها شرکت بزرگ نفتی آمریکایی بود که حضور قابل توجهی داشت. اکنون ممکن است اکسون موبیل، کونوکوفیلیپس و هالیبرتون به آن بپیوندند. داگ بورگوم، وزیر کشور آمریکا، و کریس رایت، وزیر انرژی، بیش از ۳۰ توافق را مورد مذاکره قرار دادند که به شرکتهای آمریکایی کمک می کرد جای پایی در بخش انرژی ونزوئلا پیدا کنند. رودریگز میگوید: «مهمترین چیز این است که شرکتهای ایالات متحده در حال بازگشت و ورود هستند.» این تغییر نشان دهندهٔ هویجی است که ترامپ آویزان کرده است: دسترسی مجدد به سرمایهٔ آمریکایی و بازارهای جهانی. شرط این است که یکپارچگی اقتصادی بتواند پس از دههها حکومت چاویستی، همترازی ژئوپلیتیکی را ایجاد کند. با این حال، هنوز مشخص نیست که چه مقدار از این هجوم سرمایه به مردم عادی ونزوئلا رسیده است. نظرسنجیهای معتبر در نظام استبدادی ونزوئلا کمیاب است. تعداد زیادی از مردم ونزوئلا، برکناری مادورو را جشن گرفتند، اما بسیاری همچنان نسبت به رودریگز محتاط هستند و او را کسی میدانند که آرمانی را که تمام عمر سیاسی خود را به آن اختصاص داده بود، رها کرده است. یکی از معاونان روبیو به تایم میگوید: «مردم ونزوئلا دلتنگ مادورو نیستند، درست است؟» «آنها کاملاً تشخیص میدهند که او یک عنصر بد و بیثباتکننده بود. نفت برای مردم ونزوئلا فوقالعاده ارزشمند بود. توسط نخبگان بسیار فاسد دزدیده شد و برای پرداخت بدهیهای کلان به چین، کوبا و دیگران استفاده شد. و دیگر هیچ.» با این حال، برای برخی ونزوئلاییها، رودریگز چهرهٔ جدیدی از همان رژیم است. او سالها به ادارهٔ دولتی کمک کرد که توسط بازرسان بینالمللی به نقض گسترده حقوق بشر، از جمله بازداشت خودسرانه، شکنجه و اعدامهای فراقانونی متهم شده است. دیگو آریا، کارشناس سیاست ونزوئلا در شورای آتلانتیک، میگوید: «او بخشی از رژیمی بود که به طور سیستماتیک حقوق بشر را نقض میکرد.» «او از عادیسازی اقداماتی میآید که جنایت علیه بشریت محسوب میشوند.» با وجود همهٔ این تغییرات در حال وقوع در ونزوئلا، بزرگترین تغییر—گذار به دموکراسی واقعی—هنوز دور از ذهن به نظر میرسد. به گفتهٔ یک مقام وزارت خارجه، روبیو آن را بخشی از مأموریت خود میداند تا آمریکای لاتین را از استبدادهای سوسیالیستی باقیمانده پاک کند و زمینه را برای برگزاری انتخابات مشروع و تکمیل گذار دموکراتیک در ونزوئلا فراهم آورد. به دستور او، دولت رودریگز در فوریه قانون عفو را تصویب کرد که خشونت سیاسی از ظهور چاوز در ۱۹۹۹ تا کنون را پوشش میدهد. (این قانون شامل کسانی میشود که متهم به مشارکت در کودتای ۲۰۰۲ علیه چاوز و افرادی هستند که در ناآرامیهای خشونتآمیز ۲۰۱۴ و ۲۰۱۷ دست داشتند.) مقامات ونزوئلا میگویند از زمان تصویب قانون عفو، حدود ۹۰۰۰ بازداشتی آزاد شدهاند. رودریگز میگوید آماده است تا این فرایند به طور مستقل بررسی شود. در طول مصاحبهٔ ما، او میگوید که از دفتر حقوق بشر سازمان ملل خواسته است تا آزادیها را ممیزی کند و استدلال میکند که نظارت خارجی تأیید خواهد کرد که دولت به تعهدات خود پایبند است. اما نشانههای کمی وجود دارد که ونزوئلا به سرعت به سمت انتخابات آزاد و عادلانه حرکت میکند. استوری، سفیر سابق در کاراکاس، میگوید: «ترامپ بر دموکراسیسازی متمرکز نیست.» «اگر چیزی بد پیش برود، بیثباتی را افزایش میدهد و شانس ورود شرکتها و سرمایهگذاری را بیشتر تضعیف میکند. این ترس است.» رودریگز نیز فوریت چندانی نشان نمیدهد. او میگوید: «ونزوئلا وقتی آماده باشد، انتخابات برگزار میکند.» او میگوید: «گروههای افراطی وجود دارند که خواستار تجاوز نظامی علیه ونزوئلا بودند، و مردم ونزوئلا—به ویژه کسانی که حمله را از نزدیک تجربه کردند—ترس زیادی دارند،» و به مراکز قدرت رقیب در کشور و خطر مداوم خشونت سیاسی اشاره میکند. اما آن لحظه چه زمانی فرا میرسد؟ چه شرایطی باید وجود داشته باشد تا ونزوئلا انتخابات آزاد برگزار کند؟ او در پاسخ به این سؤال طفره میرود و میگوید: «احساس میکنم آن لحظه فرا میرسد وقتی که همهٔ بازیگران سیاسی کشور به تفاهمی برسند و بتوانیم به ملت بگوییم که ما به عنوان سیاستمداران آمادهایم.» رودریگز میگوید از ناظران بینالمللی انتخابات استقبال میکند، به شرطی که به حاکمیت ونزوئلا احترام بگذارند. وقتی میپرسم آیا خودش قصد دارد برای ریاستجمهوری نامزد شود، مکث میکند. میگوید: «نمیدانم.» سپس سؤالی را مطرح میکنم که بر هر بحثی دربارهٔ آیندهٔ ونزوئلا سایه انداخته است: آیا رودریگز به ماچادو اجازه میدهد که بازگردد و رقابت کند؟ رودریگز از پاسخ مستقیم طفره میرود: «باید به یک دورهٔ سیاسی جدید برویم.»
میپرسم: «پس پاسخ نه است؟» پاسخ میدهد: «پاسخ من نه نیست. پاسخ من این است که لحظهٔ سیاسی فرا میرسد که همزیستی و همزیستی مسالمتآمیز ممکن خواهد شد.» این پاسخ ماچادو را قانع نمیکند. او میگوید: «من درک میکنم که دولت آمریکا تصمیم گرفت با فرایند ثبات شروع کند، اما برای اینکه پایدار باشد، قطعاً به مشروعیت نیاز دارید.» «آنها از انتخابات میترسند چون از مردم میترسند، از حاکمیت مردمی میترسند. آنها میدانند که مردم ونزوئلا چه چیزی را به شدت آرزو میکردند.» ماچادو میافزاید که پاسخ کند رودریگز به زمینلرزهٔ غمانگیز، «ماهیت واقعی رژیم را آشکار کرد: فقدان انسانیت، نمایش فساد و ناتوانی بیپایان آن.» برای رودریگز، همه چیز به بقا بازمیگردد. آریا میگوید: «او باید از دستورات دولت آمریکا پیروی کند، که در مقطعی شامل نوسازی نهادها و قوانین دموکراتیک خواهد شد.» «او این کار را نه به خاطر تعهد دموکراتیکاش، بلکه به عنوان وسیلهای برای رسیدن به اهداف سیاسیاش انجام خواهد داد.» این یعنی نه فقط بقای سیاسی، بلکه ایجاد شرایطی که تحت آن او—و شاید خود چاویسم—بتواند پس از قدرت نیز زنده بماند. او میخواهد تضمین هایی بگیرد که او—زنی که پدرش به دست دولت کشته شد—بتواند در ونزوئلا بماند بدون اینکه از زندان یا تلافی یک دولت آینده بترسد. آریا میگوید: «بقا برای او این معنا را دارد.» «کاری کند که نظام پایدار باشد و بتواند خود را اداره کند، که به طور بالقوه شامل مشارکت او در ونزوئلای جدید خواهد بود. این دربارهٔ بقاست.» در حال حاضر، رودریگز مشتاق است کشور را به بازارهای جهانی بازگرداند: متنوعسازی اقتصاد، جذب سرمایهگذاری بلندمدت خارجی، و تضمین اینکه رفاه ونزوئلا دیگر به یک کالای واحد وابسته نباشد. یک روز قبل از مصاحبهٔ ما، مدیران جنرال الکتریک در مقابل رودریگز نشسته بودند و دربارهٔ راههای مدرنسازی شبکهٔ برق فرسودهٔ ونزوئلا گفتگو میکردند. (جنرال الکتریک به درخواست اظهار نظر پاسخ نداد.) اینکه آیا این جاهطلبیها از دوران ریاستجمهوری ترامپ عبور میکنند، همچنان نامشخص است. سیاست خارجی فعلی آمریکا با به کارگیری اهرم فشار، مشوقهای اقتصادی، اجبار و معاملهگریِ مبتنی بر منفعت، برای جذب دشمنان سابق به مدار آمریکا شکل گرفته است. آیندهٔ ونزوئلا نه تنها به توانایی رودریگز در مدیریت رابطه با همتایان فعلیاش بستگی دارد، بلکه به این نیز بستگی دارد که جانشین ترامپ این استراتژی را بپذیرد یا راه دیگری را انتخاب کند. وقتی مصاحبهٔ ما به پایان رسید، در میان باغهای آفتابگیر کاخ قدم زدیم. به رودریگز گفتم فردا به خانه پرواز میکنم، با توقفی کوتاه در میامی و از طریق یکی از مسیرهای تجاری تازهبازگشاییشده. لبخند میزند. میگوید به زودی میتوانم توقف بینراهی را حذف کنم. میگوید: «شاید دفعهٔ بعد، از واشنگتن به کاراکاس مستقیم پرواز کنی.».
این وبلاگ در راستای بازتاب دیدگاههای روز، بررسی انواع متن ، واکاوی رویکرد کارکردگرایی زبان، تحلیل زبانی گفتمان ، نقد ترجمه ، بیان اندیشه های شخصی و تداوم تلاشهای بیست و پنج ساله اینجانب در حیطه تخصصی (زبان و ادبیات انگلیسی و مطالعات ترجمه) طرح ریزی شده است تا بدین سان بتوانم کمک اندکی برای دانشجویان زبان و ادبیات انگلیسی و مترجمی زبان انگلیسی باشم. طرح و بیان نظرات شما در این مجال سبب خواهد شد تا با تعاملی دو سویه بتوانیم ارتقاء دهنده یکدیگر باشیم. با سپاس .